

دیگه مردم
وقتي مردم دور و برم شلوغ نشه 
مي خوام باهاش خلوت بكنم
دسته گلو از دستاش بگيرم
به جشن سالگردم دعوت بكنم
وقتي مردم كنار بايستيد هول نكنيد
مي خوام رنگ چشاشو خوب ببينم
اون چشايي كه از گريه سرخ شده
براي آخرين بار عكسي ازش بگيرم
وقتي مردم شما همه بريد
بزاريد اون تنها پيشم بمونه
در گوشم گفته براي آخرين بار
مي خواد قصه ي خواب خوشو بخونه
وقتي مردم بگيد چيزي رو جا نذاره
هر چي داده ازم پس بگيره
دلي را كه داده از جاش در بياره
جاي زخمش چند تا بوسه بچينه
وقتي مردم هر دومون اشك مي ريزيم
رومونو به خدا مي كنيم يه چيزي بهش ميگيم
اي خدا مواظبش باش زياد غم نخوره
عاشق بود ببخشش اگه بهت بر نخور
ه
![]()
![]()
![]()
روزی از گورستانی می گذشتم
روزی از گورستانی می گذشتم , روی تخته سنگی نوشته ای یافتم
« اگر جوانی عاشق شد چه کند ؟ »
من هم زیر آن نوشتم :
« صبر»
برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زیر نوشته ی من کسی نوشته بود :
« اگرصبر نداشته باشد چی ؟ »
من هم با بی حوصلگی نوشتم :
« مرگ »
برای بار سوم که از آنجا عبور می کردم انتظار داشتم زیرنوشته من نوشته ای
اما زیر تخته سنگ ,
« جوانی را مرده یافتم ! 

وصيت نامه 
روزی اگر به سراغ من آمد به او بگو :
« من خوب می شناختمش 
نامت چو آوازی همِشه بر لب او بود .
حتی زمان مرگ
آن لحظه های پر ز درد و غم و غروب
آن بیقرار عشق 
چشم انتظار دیدن رویت نشسته بود . » 
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
« شب در میان تاریکی در نور ماهتاب
هر روز در درخشش خورشید تابناک
هر لحظه در برابر آیینه ی زمان 
آن دختر سکوت ؛
در انتظار دیدن رویت نشسته بود .»
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
« جز تو دلش را به هیچ کس امانت نداد 
هرگز خیانتی به دستان تو نکرد 
هرگز نگاه پاک و زلال تو را ؛
با هیچ چشم سیاه مستی عوض نکرد
تا آخرین نفس ؛
در انتظار دیدن رویت نشسته بود . »
روزی اگر سراغ من آمد به او بگو :
افسوس ! دیر شد ؛ ای کاش !
کمی زودتر می آمدی . »
اما بگو : 
« من خوب می دانم 
حتی در آن جهان
آن خفته ی خموش ؛
در انتظار دیدن رویت نشسته است .»
روز ی اگر ....... 
اما ؛ نه ؛ 
او هیچوقت دیگر نمی آید .
کاش عمرم را به پایش هدر نمی کردم
بر سنگ های رودخانه قلبت بنویس جرم ترک وجودت مرگ است ...
اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم ؟
رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟ 
اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن
اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن
اجازه هست که قلبمو برات چراغونش کنم
پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونیش کنم
اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات
روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات
اجازه می دی که بگم حرف عاشقانه هام تویی 
دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی
اجازه دارم به همه بگم که تو مال منی
ستارها اینو میگه که تو اقبال منی
اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم






